بازار وام و اعتبار خرد آنلاین در ایران در سالهای اخیر به یکی از بخشهای روبهرشد خدمات مالی دیجیتال تبدیل شده و تسهیلاتیاری بهتدریج جایگاه مشخصی در این بازار پیدا کرده است. این صنعت حالا دیگر صرفاً یک ابزار فروش یا یک مدل محدود تأمین اعتبار نیست، بلکه به بخشی از سازوکار اعطای وام خرد آنلاین تبدیل شده است. در چنین فضایی، پرسش اصلی دیگر فقط وجود تقاضا نیست؛ مسئله این است که تسهیلاتیاری امروز چه جایگاهی در بازار دارد و آینده آن در مواجهه با محدودیت منابع مالی و تنظیمگری چگونه شکل میگیرد.
دانلود گزارش صنعت تسهیلاتیاری
نقشه بازیگران تسهیلاتیاری در ایران؛ بازاری با دو منطق اجرایی
تسهیلاتیاری در ایران به مدلی گفته میشود که در آن یک بازیگر، میان نهاد تأمینکننده وام و محل مصرف کالا یا خدمت قرار میگیرد و فرایند اعطای تسهیلات را برای کاربر نهایی تسهیل میکند. در این چارچوب، بازار فقط از چند بازیگر مشابه تشکیل نشده، بلکه با یک نقشه بازیگران دولایه روبهرو هستیم که با سازوکارهای متفاوت فعالیت میکنند.

در سطح اجرایی، دستکم دو مدل اصلی قابل تشخیص است: وام آنلاین در شبکه پذیرندگی و کارت خرید کالا. تفاوت این دو فقط در شکل ارائه خدمت نیست، بلکه در بستر اعطای اعتبار، روش پرداخت، نوع تضامین، دوره بازپرداخت و محل قابل مصرف نیز دیده میشود. به همین دلیل، تحلیل این بازار بدون دیدن تفاوت مدلها، تصویری یکدست و ناقص میسازد.

در کنار این دو مدل، ترکیب بازیگران وام و اعتبار خرد آنلاین نیز متنوع است. بانکها، بازیگران تخصصی BNPL،بتابانکها، سوپراپلیکیشنهای مالی، گروههای مالی و فروشندگان در کنار تسهیلاتیاران در این بازار حضور دارند و همین تنوع، بازار را از یک دستهبندی ساده فراتر میبرد. برای فهم دقیقتر این ساختار، باید در گام بعد روشن کرد که تسهیلاتیاری دقیقاً در چه نقطهای از اعتبار خرید قرار میگیرد و چه تفاوتی با BNPL دارد.
مرز کمرنگ اما مهم میان BNPL و تسهیلاتیاری
BNPL و تسهیلاتیاری هر دو در محدوده وام و اعتبار خرد آنلاین قرار میگیرند، اما یکی دانستن آنها باعث خطا در تحلیل بازار میشود. BNPL معمولاً برای خریدهای کوچکتر، فرایند سریعتر و بازپرداخت کوتاهتر طراحی شده است. در این مدل، کاربر در لحظه خرید اعتبار میگیرد و بازپرداخت معمولاً در بازه ۱ تا ۴ ماه انجام میشود. در مقابل، تسهیلاتیاری بیشتر به اعطای وام رسمیتر نزدیک است؛ بازپرداخت آن بلندتر است و در بازه ۶ تا ۶۰ ماه تعریف میشود.
تفاوت فقط در زمان بازپرداخت نیست. در BNPL معمولاً بهره وجود ندارد، کارمزد هم معمولاً دریافت نمیشود و اغلب ضمانت ندارند. اما در تسهیلاتیاری، بهره بانکی، کارمزد و ضمانت نقش پررنگتری دارند. از نظر مبلغ نیز تفاوت معنادار است: BNPL در بازه ۵۰۰ هزار تا ۷۰ میلیون تومان قرار میگیرد، در حالی که تسهیلاتیاری در بازه ۵ میلیون تا ۲۴۰ میلیون تومان تعریف شده است.
از نظر تأمین مالی و عملیات هم دو مدل یکسان نیستند. BNPL بیشتر به منابع غیربانکی و فرایند اعطای سریع متکی است، اما تسهیلاتیاری غالباً به بانک، مؤسسه اعتباری یا منابع رسمیتر وصل میشود و فرایند دریافت آن کندتر و پیچیدهتر است. با این حال، مرز این دو مدل در حال کمرنگ شدن است.
هومن امینی، بنیانگذار و عضو هیئتمدیره دیجیپی
تفاوت بنیادین BNPL و وام در توان بازپرداخت کاربر و معماری اعتبارسنجی نهفته است. BNPL با اتکا بر دادههای رفتاری و بازپرداخت کوتاهمدت، بدون اخذ تضامین رسمی عمل میکند؛ در مقابل، وام مستلزم توان بازپرداخت پایدار، رتبه اعتباری قویتر و ضمانتهای رسمی (چک، سفته، سند و…) برای پوشش ریسک بلندمدت است.
سهم ۲ درصدی تسهیلاتیاران از بازار ۱,۸۲۷ هزار میلیارد تومانی تسهیلات خرد بانکی
برای سنجش اندازه بازار تسهیلاتیاری، اول باید روشن باشد که مبنای مقایسه چیست. در این گزارش، تسهیلات خرد بانکی به وامها و کارتهای اعتباری با مبلغ کمتر از ۳۰۰ میلیون تومان اطلاق شده است. بر همین مبنا، در سال ۱۴۰۳ حجم تسهیلات خرد بانکی به ۱,۸۲۷ هزار میلیارد تومان رسیده که ۳۷ هزار میلیارد تومان آن در اختیار تسهیلاتیاران قرار داشته؛ یعنی حدود ۲٪ از این بازار.

این اعداد دو واقعیت را همزمان نشان میدهند. از یک سو، تسهیلاتیاری دیگر یک فعالیت حاشیهای نیست: بیش از ۶۷۰ هزار فقره وام توسط حدود ۲۰ پلتفرم اعطا شده و نرخ بدحسابی (عدمبازپرداخت اقساط ۳ ماه بعد از دریافت وام) گزارششده نیز ۵٪ بوده است. از سوی دیگر، این صنعت هنوز نسبت به کل بازار تسهیلات و حتی بازار تسهیلات خرد بانکی، در مقیاس محدودتری قرار دارد.
ترکیب مصرف وامها هم نشان میدهد که بخش مهمی از تقاضا حول کالاهای بادوام و مصرفی شکل گرفته است؛ بهطوریکه ۶۰٪ تا ۷۰٪ از کل مبلغ وامهای اعطایی صرف خرید کالای دیجیتال شده، ۱۵٪ تا ۲۰٪ به لوازم خانگی اختصاص یافته و ۱۰٪ تا ۱۵٪ نیز به خرید طلا رسیده است.
روحالله پرنیان، مدیرعامل جیاسام پی
سهم بالای کالاهای دیجیتال در ترکیب هزینهکرد تسهیلات (حدود ۶۰٪ تا ۷۰٪) رشد بازار را شتاب داده است. بخشی از این رشد سریع ناشی از افزایش قیمت کالاها متناسب با افزایش نرخ ارز و تورم در سال ۱۴۰۳ بوده است.

بنابراین با بازاری روبهرو هستیم که هم به اندازه کافی بزرگ شده تا قابلتشخیص باشد و هم هنوز ظرفیت رشد و تنوع مصرف بالایی دارد. برای فهم دقیقتر جایگاه این اعداد، باید تسهیلاتیاری را درون اکوسیستم بزرگتر وام و اعتبار خرد آنلاین دید؛ جایی که اندازه بازار، تنوع بازیگران و سهم هر مدل، تصویر روشنتری از موقعیت واقعی این صنعت میدهد.
بتابانکها، BNPL و تسهیلاتیاران؛ بازیگران شاخص بازار وام و اعتبار خرد آنلاین
تسهیلاتیاری را نمیتوان جدا از اکوسیستم بزرگتر وام و اعتبار خرد آنلاین فهمید. در این بازار، بازیگران فقط به تسهیلاتیاران محدود نیستند؛ بانکها، فروشندگان کالا و خدمات، گروههای مالی، بازیگران تخصصی BNPL، بتابانکها و سوپراپلیکیشنهای مالی نیز هر کدام با منطق متفاوتی وارد شدهاند. همین تنوع باعث میشود اندازه بازار، تنها با دیدن یک زیرگروه معنای کامل پیدا نکند.
بر اساس برآورد ۱۴۰۳، حجم وام و اعتبار اعطایی توسط تسهیلاتیاران، بازیگران تخصصی BNPL و بتابانکها به حدود ۲۳۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. ۱۱۵ تا ۱۲۰ هزار میلیارد تومان به تسهیلات اعطایی بتابانکها، ۵۰ هزار میلیارد تومان به اعتبار مصرفشده B2C در BNPLها، ۲۵ هزار میلیارد تومان به اعتبار مصرفشده B2B2C در BNPLها و ۳۷ هزار میلیارد تومان به تسهیلات اعطایی تسهیلاتیاران اختصاص داشته است. این اعداد نشان میدهد که تسهیلاتیاری سهمی معنادار اما نه غالب در بازار دارد.
از سوی دیگر، رقابت در این فضا فقط بر سر حجم منابع نیست؛ مدل تأمین مالی، نوع پذیرنده، سرعت اعطای اعتبار و سطح ریسکپذیری نیز تعیینکنندهاند. بنابراین تسهیلاتیاری را باید بهعنوان یکی از بازیگران این بازار دید، نه خودِ بازار. اما باید دید که تسهیلاتیاری در چه نقطهای از چرخه رشد قرار دارد و آیا با یک بازار تثبیتشده روبهرو هستیم یا صنعتی که هنوز در مرحله شکلگیری و توسعه است.
جایگاه تسهیلاتیاری در چرخه عمر صنعت؛ از مرحله جنینی عبور کرده، اما بالغ نشده
دادههای بازار نشان میدهد صنعت تسهیلاتیاری در ایران از مرحله صرفاً جنینی عبور کرده، اما هنوز به بلوغ کامل نرسیده است. از یک طرف، رشد ۱۰۰٪ حجم وام اعطایی، حضور حدود ۲۰ پلتفرم و شکلگیری شبکهای از پذیرندگان و کاربران نشان میدهد این صنعت دیگر در نقطه آزمایش اولیه نیست. از طرف دیگر، سهم حدود ۲٪ از تسهیلات خرد بانکی و ضریب نفوذ حداکثر ۵٪ در میان کاربران هدف ۲۰ میلیونی، نشان میدهد بازار هنوز فاصله زیادی تا پذیرش گسترده دارد.
مجید حسامی، بنیانگذار و مدیرعامل اسنپپی
محدودیتهایی مانند الزام به ارائه ضمانت، نرخ بالای تمامشده وام و عدم شارژ مجدد اعتبار به عدم ورود بخش بزرگ بالقوهای از بازار میانجامد. با این رویکرد، نسبت دادن حدود ۵۰۰ هزار وامگیرنده فعال به جامعه هدف ۳۰ میلیونی و نتیجهگیری درباره آغاز «دوره رشد» بازار، یک خطای تحلیلی است. این اعداد بیش از آنکه وضعیت تقاضا را نشان دهند، اثر محدودیتها و کاهش دسترسی را بازتاب میدهند.

آرمین مهرفرهنگ، مدیر سرمایهگذاری و همکاریهای سازمانی سابق دیجیپی
ابلاغ الزامات همکاری مؤسسات اعتباری با تسهیلاتیاران، نوآوری، تأمین مالی و درآمدزایی را محدود کرد و بدون گذر از دوره رشد، صنعت را به پیری زودرس و افول کشاند. آزادسازی نرخ بهره و متنوعسازی منابع تأمین مالی میتواند بازگشت به دوره رشد را ممکن سازد.
تسهیلاتیاری را باید در آغاز دوره رشد دانست؛ مرحلهای که در آن تقاضا شکل گرفته، مدلهای عملیاتی تا حدی آزموده شدهاند و مسیر توسعه قابل مشاهده است، اما زیرساختهای تأمین مالی، ضریب نفوذ در بازار و میزان نوآوری هنوز به بلوغ نرسیدهاند. بنابراین پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا تسهیلاتیاری بازاری واقعی دارد یا نه؛ مسئله بعدی این است که چه موانعی میتوانند سرعت رشد آن را محدود کنند.
تنظیمگری محدودکننده و کمبود منابع مالی در برابر تقاضای فزاینده؛ نیروهای متضاد رشد در تسهیلاتیاری
رشد تسهیلاتیاری در ایران برآیند دو نیروی متضاد است: مجموعهای از محدودیتهای ساختاری که مقیاسپذیری صنعت را کند میکنند، و در مقابل، محرکهایی که همچنان تقاضا و ظرفیت توسعه را زنده نگه داشتهاند.
در سمت محدودکنندهها، نخست باید به تنظیمگری محدودکننده بانک مرکزی اشاره کرد؛ جایی که حساسیت نسبت به نرخ سود، کارمزد و شیوههای تأمین مالی، دست بازیگران را در طراحی مدل اقتصادی پایدار محدود کرده است. عامل دوم، محدودیت تأمین مالی است؛ سقفگذاری اعطای وام برای بانکها و دشواری دسترسی به منابع ارزان، توان تسهیلاتیاران را برای گسترش رقابتی بازار کاهش میدهد. در کنار این دو، ریسک بدحسابی و نکول در شرایط بیثبات اقتصادی همچنان بالاست و با ضعف زیرساختهای بانکی و اعتبارسنجی تشدید میشود؛ بهویژه در بازاری که هنوز پروفایل اعتباری قابل اتکای بخش بزرگی از کاربران کامل نشده است.
مهدی مومنی، همبنیانگذار و مدیرعامل ازکیوام
تلاقی ریسک نکول، نبود مدلهای اعتبارسنجی قابل اتکا و هزینههای بالای عملیاتی و بازاریابی، مدل وامدهی کلاسیک را ناکارا کرده است. پاسخ تسهیلاتیاران، حرکت به سمت اعتبارسنجی دادهمحور، اتوماسیون فرایندها و تضامین دیجیتال برای کاهش ریسک و هزینه بوده است.
در سمت محرکها، مهمترین عامل، تقاضای بالا برای خدمات دیجیتال و تمایل کاربران به دریافت سریع، غیرحضوری و ساده وام و اعتبار است. همچنین اقبال پذیرندگان به فروش قسطی در بازار رکودی باعث شده تسهیلاتیاری برای فروشندگان به یک ابزار حفظ تقاضا و رشد فروش تبدیل شود. عامل سوم، افزایش اقبال به خرید اقساطی در شرایط تورمی است؛ جایی که افت قدرت خرید، مصرفکننده را به سمت تبدیل هزینه نقدی به بازپرداخت مرحلهای سوق میدهد.

در مجموع، صنعت تسهیلاتیاری امروز نه با کمبود تقاضا، بلکه با محدودیت در تبدیل تقاضا به رشد پایدار روبهروست. مسیر آینده این بازار را نه صرفاً نیاز مصرفکننده، بلکه توازن میان دسترسی به منابع، کیفیت اعتبارسنجی و نحوه تنظیمگری تعیین خواهد کرد.
سناریوهای پیش روی تسهیلاتیاری: رشد کنترلشده یا جهش مقیاسپذیر؟
تسهیلاتیاری در ایران به مرحلهای رسیده که مسئله اصلی آن دیگر صرفاً «وجود تقاضا» نیست، بلکه «چگونگی پاسخ پایدار به تقاضا» است. شواهد بازار نشان میدهد این صنعت از فاز آزمایشی عبور کرده، اما برای ورود به مقیاس بالاتر همچنان به دو عامل اثرگذار وابسته است: دسترسی به منابع مالی و رویکرد تنظیمگری.
دسترسی به منابع مالی میتواند در دو حالت دیده شود: گسترده، وقتی تأمین مالی برای رشد بازار در دسترس، پیوسته و قابل اتکا باشد؛ و محدود، وقتی تأمین مالی به منابع مقطعی، گران یا ناپایدار وابسته بماند. رویکرد تنظیمگری هم دو صورت دارد: توسعهمحور، وقتی چارچوب روشن و نوآورانه برای فعالیت بازیگران فراهم شود؛ و غیرتوسعهمحور، وقتی ابهام، احتیاط یا قیود اجرایی، سرعت رشد و مقیاسپذیری را کاهش دهد.

تسهیلاتیاری دیگر یک مفهوم حاشیهای یا صرفاً مکمل فروش اقساطی نیست، بلکه به بخشی از زیرساخت اعتبار مصرفی دیجیتال تبدیل شده است. بحث اصلی دیگر بر سر امکانپذیری این صنعت نیست، بلکه بر سر نحوه سازماندهی رشد آن است. هرچه منابع مالی پایدارتر و چارچوب تنظیمگری روشنتر باشد، امکان عبور از رشد پراکنده و رسیدن به مقیاس پایدار بیشتر میشود. در مقابل، هر میزان ابهام در تأمین مالی یا ناپایداری در مقررات، مسیر توسعه را کندتر و محدودتر میکند.
قدردانی از حامیان و همراهان گزارش
از «ازکیوام»، «جیاسام پی» و «دیجیشهر»، حامیان و همراهان تخصصی صنعت تسهیلاتیاری، سپاسگزاریم که با حمایت خود امکان انجام این تحقیق را فراهم کردند.
از «داتین»، «دیجیپی» و «میلی» ممنونیم که بهعنوان حامی و همراه سلسله گزارشهای فینتک ایران ۱۴۰۴ در کنار ما بودند.
درباره تکراسا اینسایت
تکراسا اینسایت بهعنوان یک کسبوکار اجتماعی، با هدف رفع کمبود داده و اینسایت قابل دسترس در اقتصاد دیجیتال ایران، گزارشهای جامعی را منتشر میکند. «سلسله گزارشهای فینتک ایران ۱۴۰۴» که توسط تکراسا اینسایت در دیماه ۱۴۰۴ رونمایی شد، تلاش دارد تا تصویری جامع از وضعیت تکنولوژیهای مالی در ایران ارائه دهد. میتوانید تکراسا اینسایت را از طریق شبکههای اجتماعی زیر دنبال کنید: